تبليغاتX
 سرای مهر
 

قانع به خیالی ز تو بودیم *


به یاد امیر رستمی


آدینه هشتم آبان ماه، خانم پریسا (همراه با ایمان وزیری، احسان ذبیحی فر و دارا افراز) در سوئد برنامه ی اجرای کنسرت دارند. دیشب خواب امیر رستمی را دیدم. امیر در سالهای 1370 و  1371 همکلاسی  و دوست من بود. هرچند در این هجده سال بارها به یاد او بوده ام  اما هیچگاه نتوانسته ام ردی از او بیابم. الان مدتهاست که به یاد ندارم یادی از ایشان کرده باشم و به همین دلیل وقتی دیشب بطور مفصل او را به خواب دیدم، دنبال دلیلی می گشتم که خودم را قانع کنم. این روزها بارها و بارها کارهای خانم پریسا را مرور کرده ام و برای چندمین بار دیده یا شنیده ام. یک دفعه مانند جرقه ای به ذهنم رسید که خانم پریسا را اولین بار امیر رستمی به من معرفی کرد. حالا شاید اصلاً ارتباطی به هم نداشته باشند اما لااقل کمی قانع شدم. در آن سالها که به دبیرستان پیام دانش در چهار راه ملاصدرای شیراز می رفتیم، ما چهار نفر بودیم که ردیف آخر کلاس می نشستیم . من، امیر، رضا مطیع قوانین و امید ملک زاده. کلاس ما جدا از کلاس رسمی بود. تقریباً در همه ی اوقاتی که مجبور نبودیم جزوه  بنویسیم یا تمرینی به اجبار حل کنیم، چهار نفری وارد گفتگو می شدیم. الان بجز نام دو سه معلم، نام بقیه را به یاد ندارم چه برسد به اینکه یادم باشد چه درس داده اند. نه نام فلاتها و آبرفتهای درس جغرافی یادم مانده و نه نقشهای دروغین مثلاً فلان کس در مبارزه با استعمار که در درس تاریخ به خوردمان می دادند. نه می دانم عدد چهل و چهار به عربی چه می شود و نه می دانم فرمولهای ترسناک شیمی آلی چه معجونی هستند. اما نیک می دانم در کلاس چهار نفره ی ما چه می گذشت. امیر یکسال از ما بزرگتر بود اما به نظر می آمد دو برابر ما می داند. هیچگاه ادعایی نمی کرد و از موضع برتر حرف نمی زد. صدایش را کسی بجز ما نمی شنید و لحن صحبتش معمولاً خالی از هیجان بود. اما با نگاه نافذ و تبسم معنا داری که همواره بر لب داشت، می توانست ساعتها حرف بزند بدون اینکه کسی خسته شود. هر چه لحن امیر آرام بود، گوش و هوش ما مشتاق .از شعر و ادبیات و موسیقی می گفتیم. رضا سنتور می زد اما چون سنتورش در خانه بود، هرگاه فرصتی می شد با دهانش چهار مضرابهای مشکاتیان را که از سعید نیاکوثری فرا می گرفت برایمان می نواخت. امیر نقاشی  می کرد حتی زمانهایی که ما مثلاً جزوه می نوشتیم. تقریباً روزی نبود که اثری به ما هدیه ندهد. اما سوژه ی نقاشی هایش همواره یک زن زیباروی بود. نمی دانم شیرین بود یا لیلی شاید هم این نقش ساده ی زیبا، لیلای خودش بود. ابزارش فقط یک خودکار بود و یک صفحه ی سفید کاغذ و گاهی هم با خودکار قرمز لبها را آرایش می کرد. در حالی که شاید همکلاسی های دیگرمان ترجیح می دادند عشق را در پیاده روهای معروف خیابان ملاصدرا تجربه کنند ما دلمان به نقاشی های امیر خوش بود. اگر چه شاید او نقش معشوق خود را می کشید اما وقتی آنها را به ما هدیه می داد، دیگر مال ما بود و هر کس نقش گمشده ی خود را در آن می دید. شاید از دید بعضی همکلاسی هایمان ما آدمهایی منزوی بودیم اما بحثهای ما در ادبیات و موسیقی و شعر که یک سرش هم به عشق و عاشقی ختم می شد، در کلاس  چهار نفره ی ما داغتر بود. یک روز امیر از من پرسید که فلان کار خانم پریسا را شنیده ای؟ و پاسخ شنید که اصلاً از پریسا هیچ نشنیده ام. امیر متعجب شد و سفارش اکید کرد که بشنوم. پاتوق من برای خرید نوارهای ممنوعه ! بازار انقلاب بود. کم کم نوارها را یافتم و شنیدم و بعدها  هم ویدئوهایش را دیدم.  پریسا برنامه های زیادی در جشن هنر شیراز اجرا کرده  است و اتفاقاً بیشتر ویدئوهایی که از ایشان وجود دارد، اجرای برنامه در حافظیه ی شیراز است و همین صدای ایشان را برایم خاطره انگیزتر می کند. شاید تصنیف  "پیر فرزانه" به سبب استفاده ی علی حاتمی از آن در فیلم سوته دلان، بیشتر شهره ی عام باشد و به همین دلیل در اجراهای خانم پریسا مورد درخواست مردم است اما  برای من تصنیف "بسته ی دام" خاطره انگیزتر است.قسمتی از برنامه ای که در پیش است، در دستگاه  شور است. امیدوارم اگر گریزی به دشتی هم زدند، این تصنیف به یاد ماندنی هم اجرا شود.

 

تصنیف "بسته ی دام" را از اینجا ببینید

شعر:حسین گل گلاب

آهنگ: علینقی وزیری

(از راست: حسین علیزاده، پریسا، علی اکبر شکارچی، پرویز مشکاتیان،

داود گنجه ای، محمد علی کیانی نژاد و محمود فرهمند)


چه شود گر فکنی بر مسکين نگهی

تو مهی بر آسمانی و منم خار رهی

روی خويش از عاشقان جانا مکن هرگز نهان

نور ماه از آسمان تابد بر اطراف جهان

به دست تو تیر جفاست ای صنم

نشانه ی تير تو کيست آن منم

نخواهم از دام تو رَست بی خطر

دمی بر اين بسته ی دام کن نظر

ای گلعذارم ، بردی قرارم، دست از تو هرگز من برندارم

با همه جور تو من در ره دیگر نروم

بسته ام در دام صیاد  دگر من نشوم

چون کنون از جان خود من شسته ام دست ای حبیب

کی مرا بیمی بود از جور و از کید رقیب

گذشته در راه تو موج از سرم

بگو کز این پرده که روی آورم

خوش آن که اندر ره دوست جان دهد

به راه عشق آنچه نکوست آن دهد

آن روی مهوش، آن موی دلکش، یکباره افکند بر جانم آتش


.................................................................................................................

قسمتی از تصنیف "پیر فرزانه " را روی فیلم سوته دلان اینجا بشنوید


تصنیف "پیر فرزانه " را بطور کامل از اینجا ببینید.

شعر: حافظ

آهنگ: حسین علیزاده


(اجرا جشن هنر شیراز

دستگاه نوا
قسمت دوم تصنیف پیر فرزانه
سرپرست گروه حسین علیزاده
مرتضی اعیان :تنبک ، پرویز مشکاتیان : سنتور ، حسین علیزاده :تار ،
علی اکبر شکارچی :
کمانچه ، محمد علی کیانی نژاد : نی )


مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویم
فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم
به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم

مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم
گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند
بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم
سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی
چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم
الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه
که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم

چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله
نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم
به رندی شهره شد حافظ میان همدمان لیکن
چه غم دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


* قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 21:31 موضوع | لینک ثابت


سرو آزاد

 

sepideh raissadat

سپیده رئیس سادات با شال سبز  و در سوگ پرویز مشکاتیان و میهن،

با سه تار و صدای خود تصنیف سرو آزاد را در شهر ونیز ایتالیا اجرا کرد.

 این تصنیف را  پرویز مشکاتیان بر روی قسمتی از شعر "مرثیه ای برای

جنگل" از هوشنگ ابتهاج ساخته است. پرویز مشکاتیان در این شعر،

 کلمه ی "جنگل" را به "میهن" تغییر داده است.


این تصنیف را از اینجا یا اینجا دریافت کنید ( صوتی)

و یا از اینجا ببینید

 

امشب همه غمهای عالم را خبر کن!

بشنين و با من گريه سر کن،

                            گريه سر کن

ای جنگل، ای انبوه اندوهان دیرین!

ای چون دل من، ای خموش گريه آگين!

سر در گريبان، در پس زانو نشسته،

ابرو گره افکنده، چشم از درد بسته،

در پرده های اشک پنهان، کرده بالين!

ای جنگل، ای داد!

از آشيانت بوی خون می آورد باد!

بر بال سرخت کشکرت پيغام شومی است،

آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟

ای جنگل، ای شب!

ای بی ستاره!

خورشيد تاريک!

اشک سياه کهکشانهای گسسته!

آيينه ی ديرينه ی زنگار بسته!

ديدی چراغی را که در چشمت شکستند؟

ای جنگل، ای غم!

چنگ هزار آوای بارانهای ماتم!

در سايه افکند کدامين ناربن ريخت

خون از گلوی مرغ عاشق؟

مرغی که می خواند

مرغی که با آوازش از کنج قفس پرواز می کرد،

مرغی که می خواست

پرواز باشد...

ای جنگل، ای حيف!

همسايه ی شبهای تلخ نامرادی!

در آستان سبز فروردين، دريغا

آن غنچه های سرخ را بر باد دادی!

ای جنگل، ای پيوسته پاييز!

ای آتش خيس!

ای سرخ و زرد، ای شعله ی سرد!

ای در گلو ی آب و مه فرياد خورشيد!

تا کی ستم بر مرد خواهی کرد نامرد؟

ای جنگل، ای در خود نشسته!

پيچيده با خاموشی سبز،

خوابيده با رويای رنگين بهار نغمه پرداز،

زين پيله، کی آن نازنين پروانه خواهد کرد پرواز؟

ای جنگل، ای همراز کوچک خان سردار!

هم عهد سرهای بريده!

پر کرده دامن

از ميوه های کال چيده!

کی می نشيند درد شيرين رسيدن

در شير  پستانهای سبزت؟

ای جنگل، ای خشم!

ای شعله ور چون آذرخش پيرهن چاک!

با من بگو از سرگذشت آن سپيدار،

آن سهمگين پيکر، که با فرياد تندر

چون پاره ای از آسمان ، افتاد بر خاک!

ای جنگل، ای پير!

بالنده ای افتاده ، آزاد زمينگير!

خون می چکد اينجا هنوز از زخم ديرين تبرها

ای جنگل! اينجا سينه ی من چون تو زخمی است.

اينجا، دمادم دار کوبی بر درخت پير می کوبد،

                                                         دمادم.

 ه. ا. سايه - تهران،

فروردين۱۳۵۰



 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 22:47 موضوع | لینک ثابت


خود کاروانی بود

همه شب نالم چون ني
كه غمي دارم، كه غمي دارم...
دل و جان بردي امّا
نشدي يارم، يارم
با ما بودي، بي ما رفتي...

چون بوي گل به كجا رفتي
تنها ماندم، تنها رفتي...

چو كاروان رود، فغانم از زمين، بر آسمان رود
دور از يارم، خون مي بارم...

فتادم از پا به ناتواني، اسير عشقم، چنان كه داني
رهايي از غم نمي توانم، تو چاره‌اي كن، كه مي تواني ...

گر ز دل بر آرم آهي
آتش از دلم خيزد
چون ستاره از مژگانم
اشك آتشين ريزد...

چو كاروان رود، فغانم از زمين، بر آسمان رود
دور از يارم، خون مي بارم...

نه حريفي تا با او غم دل گويم
نه اميدي در خاطر كه تو را جويم
اي شادي جان، سرو روان، كز بر ما رفتي
از محفل ما، چون دل ما، سوي كجا رفتي...

تنها ماندم، تنها رفتي ...

به كجايي غمگسار من، فغان زار من بشنو باز آ، باز آ
از صبا حكايتي ز روزگار من بشنو باز آ
باز آ سوي رهي
چون روشني از ديده ما رفتي
با قافله باد صبا رفتي
تنها ماندم...
تنها رفتي ...
(رهي معيري)

 اجرای خصوصی شجریان را از اینجا یا اینجا دریافت کنید
(احتمالاً همنوازان این اجرا پرویز مشکاتیان و محمد موسوی هستند)

همیشه جاوید. یادش گرامی


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 23:22 موضوع | لینک ثابت


آفتاب سبز



وقت غروب بود و مهر فکر خواب داشت
ابر سیاه قصد جسارت به آفتاب داشت

جنگل بلند دید سایه ی خود پر افاده شد
مغرور بود در دل و صورت نقاب داشت

چون نیمروز خجل بود قله پیش روی مهر
تا قامتی علم کند اکنون شتاب داشت

در این شب سیاه ببین که آفتاب سبز
خاموش کرد خطبه و خود صد خطاب داشت




 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت


آزادی


شعر: هوشنگ ابتهاج

آهنگ: کیوان ساکت

با صدای شجریان

-----------------------------------------------------

بنا به درخواست استاد شجریان پیوند دریافت این تصنیف برداشته شد!

اطلاعیه ی استاد شجریان چنین است:

اطلاعیه

سرود آزادی سروده هوشنگ ابتهاج که قبلا توسط اینجانب محمدرضا شجریان اجرا شده، فقط دو کپی داشته که یکی نزد خودم و دیگری نزد آهنگساز آن، آقای کیوان ساکت بوده و قصد و برنامه ای برای انتشار آن نداشتم.

امروز مطلع شدم این اثر خصوصی از طریق وبلاگی منتشر گردیده و در اختیار سایتها و وبلاگها قرار داده شده است.

تاکید میکنم هر سایت و وبلاگی که آن را بکار گیرد، تحت پیگرد مراجع قانونی قرار خواهد گرفت .


محمدرضا شجریان

برلین 15 سپتامبر 2009

-----------------------------------------------------





ای شادی
آزادی
ای شادی آزادی
روزی که تو بازایی
با این دل غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل عاشق را
در راه تو آماج بلا کردیم

وقتی که زبان از لب می ترسید
وقتی که قلم از کاغذ شک داشت
حتی حتی حافظه از وحشت در خواب سخن گفتن می آشفت
ما نام تو را در دل
چون نقشی بر یاقوت
می کندیم
وقتی که در آن کوچه ی تاریکی
شب از پی شب می رفت
و هول سکوتش را
بر پنجره  ی فروبسته فرو می ریخت
ما بانگ تو را با فوران خون
چون سنگی در مرداب
بر بام و در افکندیم
وقتی که فریب دیو
در رخت سلیمانی
انگشتر را یکجا با انگشتان می برد
ما رمز تو را چون اسم اعظم
در قول و غزل قافیه می بستیم
از می از گل از صبح
از آینه از پرواز
از سیمرغ از خورشید
می گفتیم
از روشنی از خوبی
از دانایی از عشق
از ایمان از امید
می گفتیم
آن مرغ که در ابر سفر می کرد
آن بذر که در خاک چمن می شد
آن نور که در آینه می رقصید
در خلوت دل با ما نجوا داشت
با هر نفسی مژده  ی دیدار تو می آورد
در مدرسه در بازار
درمسجد در میدان
در زندان در زنجیر
ما نام تو را زمزمه می کردیم
آزادی آزادی آزادی
آن شبها آن شب ها آن شب ها
آن شبهای ظلمت وحشت زا
آن شبهای کابوس
آن شبهای بیداد
آن شبهای ایمان
آن شبهای فریاد
آن شبهای طاقت و بیداری
در کوچه تو را جستیم
بر بام تو را خواندیم
آزادی آزادی آزادی
می گفتم
روزی که تو بازآیی
من قلب جوانم را
چون پرچم پیروزی
برخواهم داشت
وین بیرق خونین را
بر بام بلندتو
خواهم افراشت
می گفتم
روزی که تو بازآیی
این خون شکوفان را
چون دسته گل سرخی
در پای توخواهم ریخت
وین حلقه ی بازو را
در گردن مغرورت
خواهم آویخت
ای آزادی بنگر آزادی
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون است
این حلقه ی گل خون است
گل خون است
ای آزادی
از ره خون می آیی اما
می آیی و من در دل می لرزم
این چیست که در دست تو پنهان است ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی آیا با زنجیر
می آیی ؟


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ساعت 12:10 موضوع | لینک ثابت


بیا ، بنشین ، بگو ، بشنو



زبان آتش

 

شعر: فریدون مشیری

آهنگ: شجریان

تنظیم: مجید درخشانی

با صدای شجریان


از اینجا یا اینجا دریافت کنید

------------------------------------

تفنگت را زمین بگذار

که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار

تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن

من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن

ندارم جز زبان دل ، دلی لبریز مهر تو ،

تو ای با دوستی دشمن !


زبان آتش و آهن

زبان خشم و خونریزی ست

زبان قهر چنگیزی ست

بیا ، بنشین ، بگو ، بشنو سخن ـ شاید

فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید

برادر ! گر که می‌خوانی مرا ، بنشین برادروار

تفنگت را زمین بگذار،

تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو

این دیو انسان کش برون آید.



تو از آیین انسانی چه می‌دانی ؟

اگر جان را خدا داده ست

چرا باید تو بستانی ؟

چرا باید که با یک لحظه ی غفلت ، این برادر را

به خاک و خون بغلطانی ؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی

و حق با توست ،

ولی حق را ـ برادر جان ـ به زور این زبان نافهم آتشبار

نباید جست !


 اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار

تفنگت را زمین بگذار . . . !!


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در جمعه سیزدهم شهریور 1388 ساعت 13:3 موضوع | لینک ثابت


همره یاران شو!

 

اشکان کمانگری


 ۲۸مرداد ماه ۱۳۸۸ ، اشکان کمانگری ۲۵ ساله می شود. من شخصاً صدای

اشکان را بسیار دوست دارم.  ایشان تصنیفی را به "سرای مهر" هدیه کرده اند.

از  لطف همیشگی شان سپاسگزاری می کنم.

برای ایشان آرزوی رسیدن به جایگاه شایسته ای در آواز نمی کنم! چون با

دانش و توانایی که از اشکان سراغ دارم، این امر محقق خواهد شد.  امیدوارم

 ایشان همانطور که تاکنون عمل کرده است، همواره خود را  از آسیبهایی که

 گریبانگیر خوانندگان  است دور نگه دارد.

با آرزوی سلامتی و سربلندی برایشان.


این تصنیف را می توانید از اینجا  یا اینجا دریافت کنید.


آهنگساز این اثر مهران مهرنیا و شاعر آن حسینی هستند.

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 2:6 موضوع | لینک ثابت


زمزمه های خیال

 

به دوست عزیزم محمودرضا

 

خانه ام ابری است

 

  شعر: خیام  

  آهنگساز: سیامک جهانگیری 

 خواننده: مهیار شادُروان

 

  برگرفته از آلبوم خانه ام ابری است

 

 زمزمه های خیال را از اینجا یا اینجا دریافت کنید
 

 ---------------------------------------------------------------------

 

برخیز و بیا بتا برای دل ما   

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم    

زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

 

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است   

بر طرف چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست    

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

 

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست    

 برخیز و به جام باده کن عزم درست

کاین سبزه که امروز تماشاگه توست   

فردا همه از خاک تو برخواهد رست

 

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست   

دریاب که هفته ی دگر خاک شده‌ست

می نوش و گلی بچین که تا درنگری    

گل خاک شده‌ست و سبزه خاشاک شده‌ست

 

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ساعت 19:9 موضوع | لینک ثابت


ایران کهن

شعر: فریدون مشیری - آهنگ: پژمان طاهری - با صدای شهرام ناظری

تصنیف "ایران کهن" را از اینجا یا اینجا دریافت کنید.


اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو
اى بغضِ گل انداخته، فريادِ خطر شو


اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش
اى مشتِ برافراخته, افراخته ترشو


اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى
از خانه برون چيست كه از خويش به در شو

گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش
ور تيغ فرو بارد، اى سينه سپر شو


خاكِ پدران است كه دستِ دگران است
هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو


ديوارِ مصيبت كده ىِ حوصله بشكن
شرم آيدم از اين همه صبرِ تو، ظفر شو


تا خود جگرِ روبهكان را بدرانى
چون شير درين بيشه سراپاى،جگر شو


مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست
خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو


فرياد به فرياد بيفزاى، كه وقت است
در يك نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو


ايرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است
ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو


مشتى خس و خارند، به يك شعله بسوزان
بر ظلمتِ اين شامِ سيه فام، سحر شو


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 21:36 موضوع | لینک ثابت


به بهاران پیاله خوش است

 

 شعر و موسیقی: مسعود عطایی

با صدای سروش ایزدی (سوسن مطلوبی)

از اینجا ببینید

 

کنون که جوان شد دوباره جهان

چنان گل سرخی رخت بنما

شکوفه فشان شد زمین و زمان

بیا به برم ، عشق من تو بیا

اگر به بهاران پیاله خوش است

خوش آنکه تو باشی چو گل بر من

اگر که مرا آب و دانه خوش است

خوش آنکه تو باشی کبوتر من

بیا که جدایی ، غریبی و خواری

قسم به محبت شکسته دلم

جدا زتو ای مه چو مرغ اسیری

همیشه پریشان و خسته دلم

مرا چه بهاری اگر تو نباشی به محفل دل؟

تو زورق عشقی بشین چو همایی به ساحل دل

بترس از زمانی که دیگر نیابی نشانه ی من

خموش و سیاه است جدا زتو این آشیانه ی من

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 14:34 موضوع | لینک ثابت


ساحل آرامش*

 

ساحل آرامش

قطعه ی در جستجوی صلح  توسط بهنام مناهجی** ساخته و اجرا شده و در آلبوم زمزمه ی

شیرین منتشر شده است. این قطعه  را در سالهای اخیر بسیار شنیده ام و هر بار نیز برای شنیدنش

مشتاق تر بوده ام.

چندی پیش که در سکوت شب این قطعه را باز شنیدم، طرحی بر اساس این قطعه در ذهنم نشست.

این روایت که آن را ساحل آرامش نام نهاده ام، یک روایت شخصی است.

 

ساحل آرامش را از اینجا یا اینجا دریافت کنید.


* تقدیم به همسرم شیوا که همیشه توفان درونم را به ساحل آرامش هدایت می کند.

** برای آگاهی بیشتر  سیاه مشق را ببینید.


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 2:59 موضوع | لینک ثابت


بهاری بی بوی بهار*

 ایاز رزمجویی

 

اردیبهشت است. در چنین موقعی از سال، وطنم ایران، رنگ و بوی دیگری دارد. به خصوص شهرم شیراز که اردیبهشتش معروف است چنان که سعدی با وصف اول اردیبهشت ماه جلالی اش، عزم گلستان کرد.
هنوز هم در میان این همه آلودگی هوا و دود ماشین و مهمتر، در میان این همه غباری که بر دلها نشسته است، در خیابان ارم شیراز بوی بهار نارنج بر بوی نامطبوع شهر غلبه می کند.



"شهری است پر ظریفان و از هر طرف نگاری". این شهر و دیار اما، دید محدودی دارد. در دو سوی شهر  که دو رشته کوه قرار  دارد و اصلاً نمی دانی در پشت این کوهها چه خبر است. قدم به قدم هم دیوارهایی که بالا می رود تا مثلاً  خانه هایی  برای مردمش بسازند.
به هر دور دستی که می خواهی بنگری، کوهی یا دیواری فرمان ایست می دهند. من که حتی نمی خواهم آن سروهای خرامان ، افق دیدم را محدود کنند، چه برسد به در و دیوار.

 اینجا در غرب، روبروی خانه ی ما درختی است که قامت رعنای آن درخت، مهمان همیشگی قاب پنجره است. من از این پنجره دنیا را به تماشا می نشینم. بر می خیزم تا بنگرم چمنزار دور دست را و اسبی را که بی سوار و حتی بی  زین و بی افسار در حال تاختن است. ببینم غنچه ای را که هر روز باز می شود و بازتر می شود اما مگر به دست باد، پر پر نمی شود. کودکی را که به دنبال توپ راه خود را کج می کند تا خواب گربه ای را آشفته نکند. من اینها را همه، از لابلای شاخه های خشک درخت می بینم. این درخت زمستانی، با این شاخه های بی برگ است که  اجازه ی تماشای دنیا را به من می دهد. اما خودش در قاب پنجره، منظره ی غم انگیزی دارد.

در تابستان که برگهای پهن این درخت،  زیبایی را برای پنجره مان به ارمغان می آورند، دیگر آن سوی درخت را نمی بینم. و چه شباهتی دارد تابستان این درخت با شهرم شیراز و شاید وطنم ایران. این زیباهای محدود.


 اردیبهشت است. اینجا در غرب هم،  درختِ پشت پنجره شکوفه کرده است. و چه زیبایی بی کرانی است دیدن همزمان شکوفه ها و دنیای نامحدود پشت درخت. و یا دیدن دنیا در امتداد شکوفه ها.

کاش شهر من هم دیوار نداشت. کاش دیوار ها و کوهها هم بهاری داشتند و اردیبهشتی و در پی اش شکوفه ای. کاش می شد در باغ ارم که می نشینی، هم سرو ناز و بوی بهار نارنج را داشته باشی و هم توان دیدن دور دست را.

 

این درخت بهاری روبروی پنجره مان با این همه طنازی و شکوفه، چه زیباست. اما نه نارنجی هست و نه بوی بهار نارنجی.

 اردیبهشت است. دلم برای شیراز تنگ شده است...


 *این مطلب در جدیدآنلاین منتشر شده است.

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 ساعت 16:19 موضوع | لینک ثابت


خاطراتی شخصی از "بهار آرزو" - به یاد بیژن ترقی

بیژن ترقی

در سالهای پس از ۱۳۵۷ که تغییر و تحول گسترده ای در زمینه ی موسیقی حکمفرما شد، آنچه از سالهای پیشتر در منزل ما به یادگار مانده بود، چند نوار با صدای بنان، سیما بینا و هنگامه اخوان بود.
من در آن سالها، کودکی دو سه ساله بودم که هنوز نمی توانست به خوبی آن نغمه ها را به خاطر بسپارد. در سالهایی که من کمی بزرگتر شده بودم، آن نوارهای قدیمی از بین رفته بودند و جای خود را به "بیداد" ، "آستان جانان"، "گل صد برگ" و "آتشی در نیستان" داده بودند.

سالها گذشت و گذشت اما همچنان نواری با صدای بنان بازنشر نمی شد و حتی بعدها هم که منتشر شد، دیگر اشتیاق وافری که به صدای شجریان داشتم، مرا از صداهای دیگر بازمی داشت.

در دوره ی دانشجویی با دانشجوی هنرمندی آشنا شدم که از شاگردان علی اکبر شکارچی بود؛ کاظم صادقی از شهرستان آمل (که هر کجا هست، به سلامت باد). در میان بزمها، شبی یکی از کارهایی را که با اعضای هنرمند خانواده اش اجرا کرده بودند، برایم گذاشت. ترانه ای که از هر نغمه ای برایم آشناتر بود اما هرچه به ذهنم فشار می آوردم، نمی دانستم کجا و کی آن را شنیده ام و شناسنامه ی این آهنگ چیست. با توضیحات دوستم، بسیار شرمنده شدم که تک نگری من در عرصه ی موسیقی، مانع شده که به صداها و نواهای دیگر نیز به اندازه ای که شایسته است، بپردازم.

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

بعدها دریافتم که به قول زیمگوند فروید، این نغمه از دوران خردسالی در ذهن ناخودآگاه من مانده است و آن آشنایی غریب، از این جهت است.

***

پس از برگزاری مراسم ازدواجمان به فیلمبردار و عکاس مجلس (که نقش کارگردان و نورپرداز و تدوینگر را نیز یکجا به عهده دارد)، مجموعه ای از ترانه ها و تصنیفهای مورد نظر خود را دادیم که روی فیلم قرار دهد.
یکی از آنها همین "بهار آرزو" بود. اما پس از دریافت فیلم به اصطلاح مونتاژ شده، دیدیم اثری از "بهار آرزو" نیست و بجای آن از ترانه هایی که معمولاً رسم است استفاده شده و وقتی دلیلش را پرسیدم، فرمودند:
این فیلم مجلس عروسی است و نه عزا (البته این حرف تنها حرف آن عکاس نیست، بلکه حرف بسیاری است، اما چه کنم که تلقی ما چنین نبوده و نیست).

چند سال بعد از آن ماجرا، در گفتگویی که با بیژن ترقی انجام شده بود، خواندم که ایشان این ترانه را به
مناسبت ازدواجشان سروده اند.

***

و بعدها ... این ترانه، لالاییی شد برای پسرم.
بیژن ترقی هم به بنان و خالقی پیوست اما اکنون هم سکوت خلوت دختر نو رسیده ام، با زمزمه ی این ترانه می شکند.

***

تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن
ای بـــــهار آرزو، بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار، بر آشــیانم کن گذر
تا که گلباران شود، کـــــلبه ی ویران من
تا بهار زنــدگی، آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل، آمـــد بیا دامن کشان
چون سپندم بر ســـــر، آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کـنار، بنشین نشان سوز نهان

تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن
ای بـــــهار آرزو، بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار، بر آشــیانم کن گذر
تا که گلباران شود، کـــــلبه ی ویران من
باز آ ببین در حیرتم، بشکن سکوت خلوتم
چون لاله ی تنــها ببین، بر چهره داغ حسرتم
ای روی تـو آیینه ام، عشقت غم دیرینه ام
باز آ چو گل در این بهار، ســـــر را بنه بر سینه ام

ترانه سرا: بیژن ترقی
آهنگساز: روح الله خالقی
خواننده: غلامحسین بنان

از اینجا یا از اینجا دریافت کنید.


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 20:46 موضوع | لینک ثابت


تا کی ای آتش سودا به سرم برخیزی

 

اول اردیبهشت - روز سعدی - گرامی باد

 سعدی

 

در زمان نه چندان دور ( همین ده پانزده سال جلوتر)، باید برای یافتن یک کتاب خوب یا

نوار موسیقی و یا فیلم که بصورت قانونی منتشر نشده بود یا پس از مدتی مجاز به

حساب نمی آمد، در به در دست فروشی ها را می گشتیم تا به کام دل برسیم. اما

پس از یافتن کالای محبوب خود، چنان آن کتاب را عمیق می خواندیم و یا نوار موسیقی

را بارها و بارها می شنیدیم که کلمه به کلمه و مضراب به مضراب محتوای آنها در ضمیر-

مان می نشست. یادم نمی رود که گاهی مسیر های طولانی مسافرت با اتوبوس را

که راننده نوارهای مورد علاقه ی مرا در ضبط اتوبوس نمی گذاشت، چشمهایم را

می بستم و با رجوع به حافظه، تمام نوار بیداد، نوا مرکب خوانی، آستان جانان و ...

را برای خودم بازپخش می کردم.

امروز با یک جستجوی ساده در اینترنت، می توان به هر کتاب الکترونیکی یا آثار موسیقی

و فیلم و ...دست یافت. اما انصاف را که هم به دلیل کیفیت کارها، هم بی حوصلگی و

زندگی جدید انسانها، فرصت کمتری صرف خوب خواندن و خوب شنیدن می کنیم.

البته نباید  وفور آثار هنری و ادبی و دسترسی آسان به این آثار را از نظر دور داشت. در این

شرایط اگر کسی هم مشتاق آثار خوب باشد، یافتن آثار خوب در میان این همه اثر، برایش

بسیار دشوار است.

با این مقدمه و به مناسبت یادروز سعدی، به معرفی یک اثر جامع می پردازم.  غزل سعدی،

 ساز حبیب بدیعی و آواز شجریان، هر سه در کنار هم مجمو عه ای را فراهم آورده اند که

شنیدن آن مغتنم است.

شجریان

 

ساز و آواز محمد رضا شجریان و حبیب الله بدیعی را

( مونیخ در منزل دکتر علی خادمی به سال ۱۳۶۵ )

 از اینجا دریافت کنید. (منبع:قاصدک)

 

حبیب الله بدیعی

تا کی ای آتش سودا به سرم برخیزی

تا کی ای ناله  ی زار از جگرم برخیزی

تا کی ای چشمه ی سیماب که در چشم منی

از غم دوست به روی چو زرم برخیزی

یک زمان دیده ی من ره به سوی خواب برد

ای خیال ار شبی از رهگذرم برخیزی

ای دل از بهر چه خونابه شدی در بر من

زود باشد که تو نیز از نظرم برخیزی

به چه دانش زنی ای مرغ سحر نوبت روز

که نه هر صبح به آه سحرم برخیزی

ای غم از همنفسی تو ملالم بگرفت

هیچت افتد که خدا را ز سرم برخیزی

 ***************************

گر درون سوخته‌ای با تو برآرد نفسی

چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی

ای که انصاف دل سوختگان می‌ندهی

خود چنین روی نبایست نمودن به کسی

روزی اندر قدمت افتم و گر سر برود

به ز من در سر این واقعه رفتند بسی

دامن دوست به دنیا نتوان داد از دست

حیف باشد که دهی دامن گوهر به خسی

تا به امروز مرا در سخن این سوز نبود

که گرفتار نبودم به کمند هوسی

چون سراییدن بلبل که خوش آید بر شاخ

لیکن آن سوز ندارد که بود در قفسی

سعدیا گر ز دل آتش به قلم درنزدی

پس چرا دود به سر می‌رودش هر نفسی

 

 ********************************

در هنگام جستجو برای یافتن ساز و آواز فوق، به تابلوی زیبایی از امیر احمد فلسفی برخوردم

که حیفم آمد آن را هم اینجا نگذارم.

امیر احمد فلسفی

 

  

مرا دلی است گرفتار عشق دلداری

سمن‌بری، صنمی، گلرخی، جفاکاری

ستمگری، شغبی، فتنه‌ای، دل‌آشوبی

هنروری، عجبی، طرفه‌ای، جگرخواری

بنفشه‌زلفی، نسرین‌بری، سمن‌بویی

که ماه را بر حسنش نماند بازاری

همای‌فری، طاووس‌حسن و طوطی‌نطق

به گاه جلوه‌گری چون تذرو رفتاری

دلم به غمزه‌ی جادو ربود و دوری کرد

کنون بماندم بی‌ او چو نقش دیواری

ز وصل او چو کناری طمع نمی‌دارم

کناره کردم و راضی شدم به دیداری

ز هر چه هست، گزیر است و ناگزیر از دوست

چه چاره سازد در دام دل گرفتاری؟

در اشتیاق جمالش چنان همی نالم

چو بلبلی که بماند میان گلزاری

حدیث سعدی در عشق او چو بیهده است

نزد دمی چو ندارد زبان گفتاری

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ساعت 3:37 موضوع | لینک ثابت


نوروزتان پیروز

 

نوروز


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 15:36 موضوع | لینک ثابت


رقص در موسیقی ایرانی

 

رقص در موسیقی ایرانی1
                         اثری از استاد محمود فرشچیان

اگر چه در موسیقی نواحی ایران هنوز هم رقص وجود دارد اما در موسیقی رسمی(شهری، دستگاهی) ایران لااقل در سی سال اخیر این مقوله هم حذف شده است. البته در سالهای پیش از آن هم رقص در محافل خاصی برقرار بوده است و مثلاً در اجراهای عارف قزوینی یا قمر و... گمان نمی رود کسی اقدام به رقصیدن می کرده است.

اما سندهایی از پیشینیان وجود دارد که در مجلس اجرای موسیقی، رقص هم وجود داشته است. این اسناد عبارتند از نوشته های تاریخی، اشعار شاعران پیشین، تصویرها و نقوش و ...

هرچند شاید بطور دقیق در مورد اینکه آن موسیقی چه نوع موسیقی بوده است، اطلاعی در دست نباشد، اما احتمالاً ادامه ی همان نوع موسیقی در طول تاریخ بوده است که امروزه به ما رسیده است.

در خارج از کشور تعدادی از هنرمندان، از جمله شاهرخ مشکین قلم و بنفشه صیاد- قسمت عمده ی فعالیت خود را بر رقص روی موسیقی ایرانی متمرکز کرده اند:

رقص شاهرخ مشکین قلم را روی قطعه ی ترکمن ساخته ی حسین علیزاده با صدای
شجریان و شعر فریدون مشیری (مشت می کوبم بر در...) از اینجا دریافت کنید یا از
اینجا ببینید.

گفتگو و رقص شاهرخ مشکین قلم (همراه با گروه رقص نکیسا) را روی موسیقی
شهبازیان، رباعیات خیام و با صدای شجریان از اینجا دریافت کنید یا از اینجا ببینید.

گفتگو و رقص شاهرخ مشکین قلم را روی موسیقی یوسف زمانی، شعر فریدون مشیری
با صدای شجریان به اضافه ی قسمتهایی از سماع او را به مناسبت هشتصدمین سال
مولانا، از اینجا دریافت کنید یا از اینجا ببینید.

رقص شاهرخ مشکین قلم را روی "ممدلی شیر علی مردون" از اینجا دریافت کنید یا
از اینجا ببینید.

رقص بنفشه صیاد را روی ترانه ی خوشه های گندم با صدای سیما بینا و اجرای گروه
دستان از اینجا دریافت کنید یا از اینجا ببینید.

 این فایلهای تصویری به فرم 3gp است که برای باز کردن آن می توانید از این برنامه هم استفاده کنید.

 

بیشتر بخوانید و ببینید: 

 شاهرخ مشکین قلم

بنفشه صیاد

سیاه مشق

 

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ساعت 18:55 موضوع | لینک ثابت


مجید درخشانی

 

مجید درخشانی

مجید درخشانی از نظر زمانی که به صورت حرفه ای وارد دنیای موسیقی شد، کمی با بدشانسی روبرو بود. اگر لطفی و علیزاده و طلایی به اندازه ای قبل از انقلاب برنامه اجرا کرده بودند که در بین مردم شناخت نسبی از آنها وجود داشته باشد تا وقتی برای مدتی کشور را ترک می کنند همچنان ارتباط مؤثر خود را با علاقمندان داخل کشور نیز حفظ کنند، مجید درخشانی درست در ابتدای انقلاب و با کانون چاوش پا به عرصه ی موسیقی حرفه ای گذاشت و بعد خیلی زود در آلمان اقامت گزید. در این چند سال اخیر که ایشان به ایران برگشته اند ابتدا با ایجاد گروه خورشید و سپس با همکاری با گروه آوا و شهناز به چهره ای نام آشنا حتی برای کسانی که زیاد پی گیر موسیقی ایرانی نیستند تبدیل شده اند(برای شنوندگان پی گیر موسیقی ایرانی، ایشان همواره نامی آشنا بودند). کسانی نیز که قبل از سالهای اخیر مجید درخشانی را می شناسند، اغلب شناختشان از طریق "درخیال" است. اما آیا مجید درخشانی هنرمندی تازه ظهور کرده است و مستحق این است که فقط با "در خیال" شناخته شود؟

به نظر نگارنده پاسخ منفی است. در همان زمانی که ایشان خارج از کشور بودند آثار زیبایی منتشر کردند که "درخیال" فقط یکی از آنهاست. اما چند عامل در ناشناخته ماندن آثار ایشان برای عموم مؤثر بوده است:

آثاری که در خارج از کشور ضبط و منتشر شدند،  اغلب با صدای بانوان (سیما بینا، مهسا وحدت، زهره جویا) بوده است که نمی توانست رسماً در ایران منتشر و معرفی شود. ضمن اینکه  درخشانی از نظر دسترسی به نوازنده با مشکل مواجه بوده است. آثاری نیز که در ایران منتشر کرده، شاید به این دلیل که از همان چند خواننده ی مطرح استفاده نکرده است، چندان مطرح نباشند. اما آثار اخیر از نظر نوازندگان واقعاً در سطح قابل قبولی هستند. شاید شبیه ترین کار درخشانی به شاهکار "درخیال"، " شهر آشنایی" باشد. این اثر با صدای سراج منتشر شده است و از نظر صدا دهی گروه، دستگاه (سه گاه)، تکنوازان (سه تار، نی) که اتفاقاً بهداد بابایی تکنواز سه تار است نزدیکترین اثر درخشانی به "درخیال" است. یا یکی دیگر از آثار ایشان به نام "بیکران" که توسط گروه شیدا(به سرپرستی پشنگ کامکار) و با صدای مهدی فلاح منتشر شده است.

درخشانی در آلمان بجز ضبط و انتشار آثار، از هر تلاش دیگری برای شناسایی موسیقی ایرانی دریغ نمی کرد؛ همکاری برای اجرای کنسرت هنرمندان داخلی در اروپا، برگزاری نشست های موسیقی و آموزش موسیقی از جمله این فعالیتهاست.

ایشان با وجود اینکه به محمد رضا لطفی علاقه ی ویژه ای دارد و حتی بازگشتشان به ایران نیز تقریباً با هم اتفاق افتاد، اما با قشر وسیعی از هنرمندانی که گاهی در خفا و حتی گاهی علنی مقابل هم و حتی مقابل لطفی موضعگیری می کنند، کار کرده است و همچنان نیز کار می کند که  این خصیصه ی بسیار ارزنده ای است.

مجید درخشانی پس از بازگشت به ایران، در تلاشی خستگی ناپذیر، چند گروه تشکیل می دهد، در همه جا (از شهرستانها گرفته تا خارج از کشور)  برنامه اجرا می کند، سالی یک یا دو اثر منتشر می کند و با گروه موسیقی چند دانشگاه ( از جمله دانشگاههای امیر کبیر و شیراز) همکاری می کند. اگر چه این بازگشت و تلاش بیش از حد ایشان شبیه به محمد رضا لطفی است، اما تفاوتهایی هم هست. درخشانی بیشتر کار می کند تا گفتگو و اگر گفتگویی هم کند حرفی نمی زند که باعث سر وصدا و اعتراض سایر موسیقی دانان شود.

درخشانی دغدغه های فراوانی دارد.این همه شتاب از روی نیاز موسیقی ایران به اوست یا اینکه او می خواهد به این صورت غیبت طولانی مدت خود را در بطن جامعه جبران کند؟ هر چه هست، به نظر می رسد او وقت کافی برای تمرکز روی یک گروه نمی گذارد. یعنی بدون اینکه گروهی را منحل کند، اقدام به ایجاد گروههای جدید می کند "خورشید"، "ماه"،"آوا"، "شهناز" و چند گروه دانشجویی از این جمله اند. او همزمان با چند خواننده کار می کند. در این سه سال با شجریان، قربانی، معتمدی، محمد ملاآقایی، اشکان کمانگری، غلامرضا رضایی، علی خدایی، پوریا اخواص و احتمالاً صدیق تعریف کار کرده است.   

در فضای موسیقی امروز ایران، مجید درخشانی یک ستاره نیست آنچنان که علیزاده و مشکاتیان و لطفی و سایرین بوده اند و البته خود درخشانی هم همیشه خود را شاگرد این بزرگان می داند. شاید بیان شود تأثیر درخشانی و این همه تلاشی که او می کند، به اندازه ی فقط یکی از آثار فلان هنرمند نباشد. اما درخشانی مانند بازیکنی می ماند که ضعف تکنیکی خود را با دویدن بی وقفه در میدان ورزشی جبران می کند. در روزگاری که  قریب به اتفاق بازیکنان تکنیکی مان یا گوشه  نشینی برگزیده اند یا چشمه ی خلاقیتشان خشکیده، وجود افراد پر تلاشی مانند درخشانی غنیمت است. هرچند "غوغای عشقبازانش" توجه عاشق و معشوقی را جلب نکند و ما در هوس "درخیال" او همچو خیال گشته باشیم. هرچند نسیم پاسخ" گون" را ندهد و "خموشانه" اش  خاموش گشته باشد. به هر حال در تلاش نتیجه ای هست که از نشستن بیهوده حاصل نمی شود. برای او آرزوی سلامتی می کنیم.

--------------------------------------

 خروش- گروه نوازی و آواز
آهنگ: مجید درخشانی
اجرا: گروه موسیقی دانشگاه امیرکبیر
با صدای اشکان کمانگری

از اینجا یا از اینجا دریافت کنید

------------------------------------------------

قطعه ای از استاد کسایی
اجرا: گروه موسیقی دانشگاه شیراز به سرپرستی مجید درخشانی

از اینجا یا از اینجا دریافت کنید

 

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 ساعت 19:35 موضوع | لینک ثابت


قسمتی از کنسرت علی اکبرشکارچی، بهداد بابایی، محسن کثیرالسفر- ایتالیا2003

 

علی اکبر شکارچی بهداد بابایی

 علی اکبر شکارچی: کمانچه و آواز

بهداد بابایی: سه تار

محسن کثیرالسفر: تنبک

 

"سه پنج روزه که مو بی نازنینم" را از اینجا یا از اینجا دریافت کنید(تصویری) یا از اینجا ببینید.(*)

"رستاخیز مسجد سلیمان"(گلی جون) را از اینجا یا از اینجا دریافت کنید(تصویری) یا از اینجا ببینید.

"ممدلی شیر علی مردون" را از اینجا یا از اینجا دریافت کنید(تصویری) یا از اینجا ببینید.

قطعه ای بی کلام (کابوکی با لهجه ی لری) را از اینجا یا از اینجا دریافت کنید(تصویری) یا از اینجا ببینید.

همه ی قسمتها را به صورت صوتی یکجا از اینجا یا از اینجا دریافت کنید.  

 


پی نوشت

* - سال ۱۳۵۴ در منطقه ی لر نشین ممسنی در استان فارس، خانم پروفسور سوزان رایت-مردم شناس انگلیسی- در یک مجلس عروسی نسخه ای از این تصنیف را (با کلامی متفاوت) که توسط بانوی جوانی خوانده شده است ضبط کرده که می توانید از اینجا یا اینجا دریافت کنید.


**- فرمت این فایلهای تصویری 3gp است که برای باز کردن آن می توانید از این برنامه هم استفاده کنید. 
 

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه پانزدهم دی 1387 ساعت 14:6 موضوع | لینک ثابت


عزیز شاهرخ

 

این مطلب را به  ا. ع  دوست نازنین کُردم  تقدیم می کنم

 

عزیز شاهرخ

در حالی که تصمیم داشتم در مطلب بعدی "سرای مهر" به عزیز شاهرخ بپردازم، خبر کنسرت ایشان در تاریخ ۵ و ۶ دی ماه در تالار وحدت به همراه گروه آبیدر به سرپرستی بهرام ساعد منتشر شد (خبر را اینجا بخوانید).

صرفنظر از بحثهای تخصصی در زمینه ی موسیقی که در صلاحیت من نیست، از نظر درک و احساس خودم، عزیز شاهرخ را بهترین خواننده ی (دست کم بهترین خواننده ی زنده) کردها می دانم*. فراموش نمی کنم حدود ۷سال پیش که تازه "آوات" را کشف کرده بودم، حدود دوماه فقط این نوار را می شنیدم و از صدای دلنشین عزیز شاهرخ لذت می بردم**.

عزیز شاهرخ متولد ۱۳۱۷ مهاباد است. تاکنون کارهای متعددی از ایشان منتشر شده است از جمله:

آوات، زمانه (این دو اثر کاری است از سعید فرج پوری)، یادواره ی علی اصغر کردستانی(سعید فرجپوری، بهرام ساعد، داریوش زرگری)، از دست عشق (محمد جلیل عندلیبی***)، روناک (خجندی) و کاری با مجتبی میرزاده.

عزیز شاهرخ

تصنیفی از آلبوم روناک را از اینجا یا اینجا دریافت کنید.
تصنیفی از آلبوم  یادواره ی علی اصغر کردستانی را از
اینجا یا اینجا دریافت کنید.
در
اینجا هم بیشتر بخوانید و بشنوید.


پی نوشت:

*- مظهر خالقی نیز جایگاه ویژه ای دارد اما شخصاْ با عزیز شاهرخ ارتباط بهتری برقرار می کنم. البته چون نگارنده کرد نیست، ممکن است کردها خواننده های خوب کمتر شناخته شده ای نیز داشته باشند. اما مثلاً عزیز شاهرخ هیچوقت با عدنان کریم قابل مقایسه نیست که کامکارها بخواهند از  همکاری با عدنان کریم این همه مسرور شوند.

**- آوات، یکی از بهترین کارهای سعید فرجپوری نیز هست. ضمن اینکه برای اولین بار  نوای نرمه نای (بالابان) را توسط حسین حمیدی و دیوان را توسط بهرام ساعد شنیدم .

***- جلیل عندلیبی بعدها این اثر را به خانم حمیرا فروخت و همینطور با تغییر شعرهای کردی به فارسی، یکبار دیگر نیز آن را با صدای افتخاری منتشر کرد.

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 15:14 موضوع | لینک ثابت


وفتی که شهرام ناظری شیرازی می خواند *

 

حتماْ صدای شهرام ناظری را روی آهنگ و زبان کردی شنیده اید . همینطور حتماْ کارهای محلی را  که متبسم تنظیم کرده و توسط گروه دستان با صدای سیما بینا و صدیق تعریف منتشر شده اند، شنیده اید.

شهرام ناظری دستان کلهر

اما حدود ده سال پیش، گروه دستان با شهرام ناظری برنامه ای اجرا کردند که از میان آنها دو آهنگ  مربوط به مناطق استان فارس و بقیه هم کردی بودند. در این بخش، همان دو قطعه ی اول که شیرازی * هستند، تقدیم می شود.

اعضای گروه دستان در این اجرا:

حمید متبسم-تار، حسین بهروزی نیا-بربت، کیهان کلهر-کمانچه و  مرتضی اعیان- تنبک و دف  .

قطعه ی "سابوناتی" را اینجا ببینید.

قطعه ی "مستم مستم" را اینجا ببینید.

هر دو قطعه  را از اینجا  یا از اینجا دریافت کنید.

----------------------------------------------

پی نوشت:

*- اینجا منظور از موسیقی شیراز، موسیقی استان فارس است. مثلاً وقتی می گوییم موسیقی خراسانی یا گیلانی و...تکلیف روشن است اما برای موسیقی استان فارس نمی توان گفت موسیقی فارسی ! . سابوناتی متعلق به استهبان می باشد و "مستم مستم" در مناطق مختلف استان وجود دارد.

**- در قطعه ی "مستم مستم" بیتی وجود دارد که درست آن چنین است:
یه گلی   سایه ی کمر   تازه شکفته         نه دستم بش می رسه، نه خوش می یفته

بیشتر خوانندگان غیر محلی که این قطعه را باز خوانی کرده اند (از جمله شهرام ناظری)، بجای سایه ی کمر می خوانند سایه ی چمن. حالا این چه چمنی است که سایه دارد و دست کسی هم به آن نمی رسد! در فهم ما نمی گنجد.

 


 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت


چوپان

 

آهنگ: حسین علیزاده

شعر: حمید حمزه

shahrzad beheshtian

با صدای شهرزاد بهشتیان

 

از اینجا یا اینجا دریافت کنید.

 

 

چوپان روی کوه توی دشت

می شینه می خونه آواز غم

بارون غمش می باره توی کوه

می پیچه بوی بهار

خسته، خسته

چون شاخه ی شکسته

توی برف،

دل کوه

از ناله های نی چوبیش می شکنه

 

برگرفته از:

 کتاب "دنیای شادی"  و  آلبوم "ترانه ی شادی "

(ترانه های ساده برای کودکان و نوجوانان)

تنظیم و گردآوری: ناصر نظر

nazar

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ساعت 16:33 موضوع | لینک ثابت


گزارشی از کنسرت متبسم، فرجپوری و همایون شجریان در اپسالا

 

اپسالا

روز شنبه یازدهم آبانماه، شهر اپسالا در سوئد میزبان حمید متبسم،

 سعید فرجپوری و همایون شجریان بود. سایر اعضای گروه دستان

نتوانستند در این جشنواره همراه گروه  باشند بنابراین همایون شجریان

 نوازندگی ننبک را نیز به عهده داشت.

shajarian

در این برنامه به مدت 80 دقیقه قسمتهایی از دو آلبوم "قیژک کولی"

و "خورشید آرزو" اجرا شد.

متبسم

در قسمت شور که از ساخته های متبسم بود، "عاشقانه"، "ساز و

آواز غزل سعدی"، "مستانه" و  "قیژک کولی" اجرا شد.

 فرجپوری

در قسمت اصفهان هم که از ساخته های فرجپوری بود،  "چین زلف"،

"ساز و آواز  غزل فریدون مشیری"، "ساز و آواز غزل عراقی"، و "وطن"

اجرا شد.

مرغ سحر

پایان بخش برنامه  همچنان "مرغ سحر" بود. 

 اشعار تصانیف به ترتیب از  متبسم،  شفیعی کدکنی، عطار 

 نیشابوری، سیاوش کسرایی و ملک الشعرای بهار بود.

همایون شجریان

در حاشیه ی کنسرت هم آلبومهای گروه دستان به فروش

می رسید که معمولاً خریداران آنها را به امضای هنرمندان مزین

می کردند.

uppsala

و نکته ی آخر اینکه بر خلاف رسم متداول، در این برنامه هیج

صحنه آرایی و ...صورت نگرفته بود. حتی در بدترین و شتاب زده ترین

 برنامه ها هم،  با گلیمی، گبه ای ... صحنه را می آرایند اما این بار

هیچ خبری نبود.

سعید فرجپوری
حمید متبسم

 



 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت 23:10 موضوع | لینک ثابت


بابا عزیز

 

پاره ای از موسیقی فیلم "بابا عزیز"

(محصول مشترک ايران، فرانسه، آلمان، تونس و انگلستان)

baba aziz

 

موسیقی از: آرمند آمار

با اجرای شیر محمد اسپندار، غلامعلی پورعطایی، سالار عقیلی،

غزل شاکری و ...

  

به ادامه ی مطلب توجه فرمایید...

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 2:21 موضوع | لینک ثابت


حافظ و حافظانه ها

 

بیستم مهرماه، یادروز حافظ شیرازی است. اگر حضور حافط در آواز اصیل ایرانی به همت شجریان بوده است، نقش ذهن خلاق و نغمه پرداز مشکاتیان نیز در تصنیف غزلیات حافظ از همه ی آهنگسازان پررنگ تر است.
خوشبختانه بیشتر کارهای این دو استاد گرامی در دسترس است. در اینجا نمونه هایی از گفتار و آثار ایشان را که کمتر دیده یا شنیده شده است، می آوریم:

۱- گفتگوی روزنامه ی "خبر جنوب" شیراز با شجریان در تاریخ سیزدهم آبان ۱۳۷۲ به مناسبت کنسرت استاد در شیراز.

به ادامه ی مطلب توجه فرمایید...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در شنبه بیستم مهر 1387 ساعت 1:23 موضوع | لینک ثابت


تبسم بهار

 

رنگ ابوعطا

 

همنوازان:
             زنده یاد استاد علی اصغر
بهاری، حمید متبسم، مرتضی اعیان

برگرفته از آلبوم 
                     
تبسم بهار

 

بهاری متبسم اعیان

             حمید متبسم، استاد علی اصغر بهاری، مرتضی اعیان - سال ۱۳۷۰

 

 از  اینجا یا اینجا دریافت کنید.

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 5:10 موضوع | لینک ثابت


موج

 

موج (پیش درآمد دشتی)

آهنگ از پشنگ کامکار

برگرفته از آلبوم  گلگشت

پشنگ

 گروه شیدا * به سرپرستی پشنگ کامکار

اعضای گروه :

پشنگ کامکار: سنتور

جمال سماواتی: تار و تارباس

بیژن کامکار: رباب

محمد فیروزی: عود

اردشیر کامکار: کمانچه

جمشید عندلیبی: نی

ارژنگ کامکار: تنبک

 

از اینجا یا اینجا دریافت کنید.

 

پی نوشت:

* این گروه شیدا، نه آن شیدای قدیم است و نه شیدای جدید. می توانیم مثلاً آن را شیدای میانه یا شیدای وسطی بنامیم .

این هم تصویری از گروه شیدای قدیم:

شیدا

   زیدالله طلوعی، بیژن  و  پشنگ کامکار، شجریان، لطفی، هادی منتظری، عبدالنقی افشارنیا

 

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 4:18 موضوع | لینک ثابت


"سرای مهر" یک ساله شد

 

saraye mehr

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 4:15 موضوع | لینک ثابت


ادبستان

 

                                                 

                                            ادبستان

 ماهنامه ی ادبستان در سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ تا شماره ی ۵۶ منتشر شد.

این ماهنامه، توسط موسسه ی اطلاعات به سرپرستی سید محمود دعایی

منتشر می شد.مدیر مسئول و سردبیر این گنجینه ی ارزنده، سید احمد سام بود.

 در حالی که اکنون پس از ۲۰ سال که از انتشار این نشریه می گذرد، در 

بیشتر نشریات فعلی "انتقاد پذیری"، "تحمل آراء مخالف" و "رعایت انصاف و اعتدال"،

بیشتر در کلام صاحبان نشریات تجلی می یابد تا در عمل، اما ادبستان نه تنها در

شرایط ویژه ی دهه ی ۶۰ که برای شرایط فعلی نیز اگر بود نشریه ای ایده آل بود.

تنوع دیدگاهها و اجازه ی نشر اندیشه های مختلف و گاه متضاد در ادبستان قابل

تحسین است. این همه، مدیون مشی و منش اخلاقی  سید محمود دعایی و

سید احمد سام بود که همواره و همچنان بر همان مهر و نشانندکه بودند.

خوشبختانه ایشان همه ی شماره های ادبستان را در فضای مجازی منتشر

کرده اند اما به دلیل انتشار آنها به صورت عکس، امکان جستجو فراهم نیست.

"سرای مهر"  پیوند تمام مطالب موسیقی منتشر شده در ۵۶ شماره ی

 ادبستان را در زیر ارائه می دهد.

لطفاً در صورت خرابی پیوندها پیغام بگذارید.


پی نوشت

۱- از ذکر پیشوندهای "دکتر"، "مهندس" و  "استاد" خودداری شده است. به دو دلیل:اول آنکه خیلی از افراد آن روزگار، اینک به کسوت استادی درآمده اند. دیگر اینکه در زمانه ای که به هر ساز به دستی لقب استاد و ...می دهند، بگذارید عبادی و کسایی و ... بدون استاد نوشته شوند.

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت 21:32 موضوع | لینک ثابت


ادبستان - شماره های 1 تا 7

 

 موسیقی سنتی ایران باید با زمان وفق باید

گفتگو با حسین دهلوی

  صفحه ی   یک   دو    سه


ردیف کامل موسیقی ایران

نویسنده: علی تجویدی

  صفحه ی  یک    دو


روش سنتی تدریس موسیقی در ایران

 نویسنده: روح الله خالقی

  صفحه ی  یک  دو


موسیقی و نسل جوان

نویسنده:  م.سریر

صفحه ی  یک


جویبار نغمه می غلتید گفتی بر حریر

گفتگو با فرهاد فخرالدینی

صفحه ی یک  دو  سه  چهار


پیوند شعر با موسیقی چگونه باید باشد؟  

علیمحمد رشیدی

صفحه ی  یک  دو

 


هنرمندی که من می شناختم

 حسین قوامی از زبان علی تجویدی

صفحه ی  یک  دو


 نکاتی پیرامون اجرای موسیقی در ایران

کامبیز روشن روان

صفحه ی یک  دو


 

موسیقی ایران: تلاش در جهت تکامل

گفتگو با یک مسئول (میرطاووسی)

صفحه ی  یک  دو  سه


 سنت شکنی و آفرینش سنتها

 حسین تهرانی از زبان حسین دهلوی

صفحه ی یک  دو


 جایگاه نت در موسیقی سنتی ایران

 حسین دهلوی

صفحه ی یک  دو


 به یکتایی او، سه تایی بزن

  مهربانو توفیق

صفحه ی یک  دو


 آموزش موسیقی به زبان ساده:

عوامل متشکله ی صوت موسیقایی

صفحه ی یک  دو


 آزادیخواهی و ظلم ستیزی در موسیقی ایران

 ساسان سپنتا

صفحه ی یک  دو  سه


 گفتگو با احمد عبادی

 صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج


 و صدایش خاموش نشد

 عبدالعلی وزیری از زبان علی تجویدی

صفحه ی  یک  دو

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت 2:59 موضوع | لینک ثابت


ادبستان - شماره های 8 تا 14

 

 با کاشف راز ساز و صدا

 گفتگو با ابراهیم قنبری مهر

 صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


دو نقد بر یک کتاب

 پیرامون کتاب آموزش مقدماتی سنتور

  صفحه ی یک


باربد و مختصات موسیقی او

 ساسان سپنتا

  صفحه ی  یک  دو  سه


موسیقی را مردم باید بپسندند و اهل فن بپذیرند

  گفتگو با فرامرز پایور

  صفحه ی  یک   دو   سه  چهار  پنج  شش


ملال تکرار در مداری بسته

 علیمحمد رشیدی

  صفحه ی  یک   دو


پیشرفت موسیقی ما در گرو همت جوانهاست 

گفتگو با مهدی مفتاح

 صفحه ی یک   دو  سه


یادی از یک هنرمند 

حسین صبا از زبان ارفع اطرایی

  صفحه ی یک


ویلن، محکوم به فراموشی 

 پیمان لهراسبی آذر

   صفحه ی یک


راستپنجگاه؛ دربرگیرنده ی تمام دستگاههای موسیقی ستنی 

 علی تجویدی

 صفحه ی یک  دو  سه  چهار


آموزش موسیقی و آینده ی آن در ایران

کامبیز روشن روان

 صفحه ی  یک  دو 


یک ویلن، یک شهر

 افشین صنایعی

 صفحه ی یک  دو


رابطه ی شعر و موسیقی ایران

 عباس منطقی

  صفحه ی یک  دو


موسیقی کلمات در شعر فردوسی

 غلامحسین یوسفی

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج  شش  هفت  هشت   نه


صبا در کار و هنر خود یگانه ی دوران بود

 ساسان سپنتا

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


فراگرفتن موسیقی ایرانی سه مرحله دارد

گفتگو با خانم پریسا

 صفحه ی یک  دو 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت 2:58 موضوع | لینک ثابت


ادبستان - شماره های15 تا 21

 

 مکتب آواز ایرانی

 ساسان سپنتا

  صفحه ی یک  دو


موسیقی ما، بداهه نوازی و خلاقیت است

 گفتگو با محمد موسوی

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار


 تلفیق سنت و علم در موسیقی ایرانی 

 کامبیز روشن روان

  صفحه ی  یک  دو  سه


سازنده ی ساز باید نوازندگی هم بداند

 گفتگو با حسین مسعود

  صفحه ی  یک  دو  سه


 حالات موسیقی چون احوال انسان عمیق و سیال است

 گفتگو با محمود تاجبخش

  صفحه ی یک  دو


 موسیقی و تهذیب نفس

گفتگو با محمد اسماعیلی

  صفحه ی  یک  دو  سه  چهار


 پیرامون موسیقی سنتی ایران و تطور آن

 داریوش صفوت

  صفحه ی  یک  دو


از زمستان سرد و بیجان چوب تا بهار نغمه های دلکش

 گفتگو با دو هنرمند سازساز؛ عطائی و صالحی

حسن کرابی

  صفحه ی  یک  دو  سه


صدای سخن عشق (به یاد اقبال آذر) 

 محمود میرزاده

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار


 یادی از میرزا حسین ساعت ساز (خضوعی)

 ارفع اطرایی

 صفحه ی یک  دو


گفتگو با حاتم عسکری 

 میر محمود میرزاده

  صفحه ی  یک  دو  سه  چهار


با پیانو قطعات موسیقی ایرانی را به خوبی می توان نواخت

گفتگو با جواد معروفی

فرمهر منجزی

 صفحه ی  یک  دو  سه


تعالی موسیقی ملی و سنتی ایران در گرو حمایت دولت است

گفتگو با فرامرز پایور

 صفحه ی یک  دو  سه


دستگاههای موسیقی ایران

 ساسان سپنتا

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت 2:57 موضوع | لینک ثابت


ادبستان - شماره های 22 تا 28

 

 از اول نوبت "عشاق" بنواز

 ساسان سپنتا

  صفحه ی  یک  دو  سه


شجریان: هنرمند، صدایش باید آوای برخاسته از نهاد مردم باشد

  صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج


جلیل شهناز: جانمایه ی موسیقی ما عشق و اخلاص است

  صفحه ی  یک  دو  سه   چهار   پنج


پیرامون پخش موسیقی از صدا و سیما

 فریدون فراهانی

  صفحه ی  یک  دو


 یادنامه ی استاد محمود کریمی

 حسن کریمی

  صفحه ی یک


کریمی، هنرمندی که هنرش در حال تحول و تکامل بود

علی تجویدی

  صفحه ی  یک


رابطه ی شاگرد و استاد، ویژگی زیبا و الهی فرهنگ مشرق زمین

داریوش صفوت

 صفحه ی  یک  دو


موسیقی ایرانی باید از قفس فردیت رها شود 

 حسین دهلوی

 صفحه ی  یک  دو  سه


شیوه ی تدریس استاد کریمی

 پریسا

 صفحه ی یک


جرعه ای از جام کرامت بر شوره زار عدم ( به یاد محمود کریمی) 

 الهی قمشه ای

  صفحه ی یک  دو


 هیچکس در عرصه ی آواز ایران از روایت کریمی بی نیاز نیست 

 شاپور رحیمی

 صفحه ی یک  دو


 صبا؛ بدعت و نوآوری بر پایه ی سنت 

 مرضیه بروهان

صفحه ی یک  دو


صبا از نگاه دیگران

 صفحه ی  یک  دو  سه


فراتر از زمان خود 

صبا از زبان علی تجویدی

 صفحه ی یک  دو  سه


از پس خاکستر این همه سال 

 گفتگو با منوچهر همایون پور

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج   شش


یک مُشت خاک مختصر! 

سخنرانی خانم پریسا

 صفحه ی یک  دو


 سبک در موسیقی 

 مسعود زرگر

  صفحه ی  یک


 موسیقی سنتی ما احتیاج به تحول دارد یا نه؟ گفتگو با اسد الله  حجازی  

  میر محمود میرزاده

  صفحه ی  یک  دو


موسیقی سینمای ایران در مقابل سه گرایش

کامبیز روشن روان

 صفحه ی  یک  دو


 گفتگو با علی اصغر بهاری 

 فرمهر منجزی

 صفحه ی یک  دو  سه  چهار


درباره ی متهمی به نام " موسیقی ایران" ! 

 رجبعلی فانی

 صفحه ی یک  دو  سه  چهار


نامه به یک هنرمند

امیر تحویلی

 صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج


 سرّ بقای موسیقی ما در بداهه نوازی است

 گفتگو با هوشنگ ظریف 

 محمود میرزاده

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج  شش  هفت  هشت


در نوای هیچ مرغی این نوازشها نبود!

گفتگو با همسر بنان 

 مرضیه بروهان

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار


موسیقی کودک؛ مرز میان سادگی و ابتذال 

 گفتگو با کمال طراوتی 

 فرمهر منجزی

 صفحه ی  یک  دو


سازی که یک پرده بیشتر نداشت (به یاد حسین تهرانی) 

 مهسا پرنیان

 صفحه ی  یک  دو  سه


اول اخلاق، بعد هنر 

 خاطرات روح الله خالقی، هوشنگ ظریف، حسین دهلوی، فرامرز پایور،

 منوچهر همایونپور و جواد معروفی از حسین تهرانی

  صفحه ی  یک  دو  سه


تا نگردی آشنا ...( گزارشی پیرامون کنسرت کامکارها)

میر محمود میرزاده

 صفحه ی یک  دو  سه


ویژگی های موسیقی معاصر مصر  

 علی اکبر کسمایی

 صفحه ی  یک  دو  سه

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت 2:56 موضوع | لینک ثابت


ادبستان - شماره های 29 تا 35

 

  موسیقی ما باید موافق با فرهنگ خودمان باشد

  گفتگو با مجید کیانی

  فرمهر منجزی

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


 آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد 

گفتگو با فرامرز پایور 

 میر محمود میرزاده

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


 غم موسیقی ایرانی تداعی خاطرات ازلی 

 گفتگو با حسام الدین سراج

  صفحه ی یک  دو  سه


سنتور و یک نگاه کلی 

 رضا مهدوی

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج


 دستگاه در موسیقی ایرانی 

 رجبعلی فانی

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار


 رؤیای ماندگاری صدا 

 گفتگو با امیر حسین حامی (صدابردار) 

 میر محمود میرزاده

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار


شناسنامه ای برای ردیف آوازی ایران (به یاد عبدالله دوامی) 

 محمود میر علی اکبری  

  صفحه ی یک  دو


عبدالله دوامی و اقبال آذر، سنت گرایان سنت گذار 

 جلال الدین ملایری

  صفحه ی  یک  دو  سه


موسیقیدان شاعر ( وجیزه ای در سوگ حسینعلی ملاح) 

 علی اکبر کسمایی

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار


 نوایی نوایی ...

گفتگو با عثمان خوافی نوازنده ی دوتار خراسان

 جلال رفیع

  صفحه ی یک  دو  سه


اولین سنت گذار، اولین نوآور 

 گفتگو با پرویز مشکاتیان 

 فرمهر منجزی

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


حکایت داغ دل به اشارت کردن (به یاد حسینعلی ملاح) 

 میرمحمود میرزاده

  صفحه ی یک  دو


 یادگاری که در این گنبد دوار بماند 

 ساسان سپنتا

 صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


سه شیوه ی تکنوازی 

 رضا مهدوی

  صفحه ی یک  دو


 موسیقی سنتی و محلی، منابع الهام آهنگسازان (گفتگو با فریدون شهبازیان) 

 محمود میرزاده

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش  هفت


در هوای ساز نغمه پرداز دوست

 زنده یاد بدیعی به روایت اسد الله ملک

  صفحه ی یک  دو  سه


هنرمند باید در غم و شادی مردم شریک باشد

گفتگو با محمود فرنام

 رحیم احمدی

  صفحه ی یک

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت 2:55 موضوع | لینک ثابت


ادبستان - شماره های 36 تا 42

 

 برای رسیدن به اقتدار ملی و فرهنگی، باید به ریشه ها برگردیم

 گفتگو با حسین علیزاده

 محمود میرزاده

صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


  معنای حقیقی و مجازی بعضی واژه ها (پاسخ به حسین علیزاده) 

 مجید کیانی

  صفحه ی  یک  دو


شهریار و موسیقی 

 فرهاد فخرالدینی

  صفحه ی  یک  دو


از کجا می آید این آوای دوست ؟ (درباره ی مهدی ناظمی، سنتور ساز) 

 ارفع اطرایی

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج  شش  هفت


 

نغمه های داودی (تحلیلی از سبک و آثار مرتضی نی داود) 

 ساسان سپنتا

  صفحه ی یک  دو


سرگذشت ارکستر صبا 

 حسین دهلوی

  صفحه ی  یک  دو


 موسیقی مقامی ایران – پاره ی نخست  

 محمد رضا درویشی – بهمن بوستان

  صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج  شش  هفت  هشت

 


 موسیقی مقامی ایران – پاره ی دوم 

 محمد رضا درویشی – بهمن بوستان

 صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش  هفت  هشت  نه


 موسیقی مقامی ایران – پاره ی سوم (آخر) 

 محمد رضا درویشی – بهمن بوستان

  صفحه ی  یک  دو  سه


گفتگو با حسین ملک

  صفحه ی یک  دو


نگاهی به آثار دانشمندان مسلمان درزمینه ی موسیقی 

 کریم زمانی

  صفحه ی یک  دو


 استادان موسیقی معاصر در شعر شهریار 

 ساسان سپنتا

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


 ویژگی های موسیقی عربی در هر یک از کشورهای تازی زبان

 علی اکبر کسمایی

  صفحه ی  یک  دو


 همه خود را استاد می دانند!  

 ساسان سپنتا

  صفحه ی  یک  دو  سه


همنوای سنتها در مسیر ابداع (به یاد احمد عبادی) 

  م. میرزاده

  صفحه ی  یک  دو


هشت سلیقه و تفکر در موسیقی امروز ایران 

 تورج زاهدی

  صفحه ی  یک  دو  سه  چهار


 زبان موسیقی؛ کاملترین زبانها...(گفتگو با اسدالله ملک)  

 محمود میرزاده

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج


ارتباط مذهب و موسیقی ستنی در ایران 

 مرتضی سید خاوری لنگرودی

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار


 درباره ی موسیقی عرفانی 

  سخنرانی داریوش صفوت در تالار اندیشه

  صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت 2:54 موضوع | لینک ثابت


ادبستان - شماره های 43 تا 49

 

 به یاد حسن کامکار 

 محمود میرزاده

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار 


با تو ای "مرغ سحر"! 

 شکوایه ای خطاب به محمد رضا شجریان

 صفحه ی  یک


تصویرسازی های خاقانی با آلات موسیقی

 مجتبی دماوندی

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج  شش 


 "دانش موسیقی" مهمتر از خوانندگی یا نوازندگی است

گفتگو با نورالدین رضوی سروستانی

 محمد حسین جهان بکام

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار


بهمن گونه، رجبی وار!  

  محمود میرزاده

 صفحه ی  یک  دو


نگاهی به تحول تصنیف و ترانه و سرود در ایران 

 هادی میرزا نژاد موحد

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج


 اسناد مدرسه ی موسیقی 

 شهلا آذری

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


 تار، ساز ملی ایرانیان 

 جلال الدین ملایری - عبدالحمید قزلباش

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار


 موسیقی مرز و بوم نمی شناسد

گفتگو با حسین دهلوی

  فرمهر منجزی

 صفحه ی  یک  دو  سه


تولد ارکستر بزرگ مضرابی  

 کامبیز روشن روان

 صفحه ی  یک  دو


 مگر چند تا "عبادی" و "کسایی" داشتیم و داریم؟

گفتگو با منصور صارمی

 جلال الدین ملایری

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


گفتگو با "شهاب" سرپرست گروه مژده 

  ابراهیم نبوی

 صفحه ی  یک  دو

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت 2:53 موضوع | لینک ثابت


ادبستان - شماره های 50 تا 56(آخرین شماره)

 

 هرج و مرج سلیقه ها

گفتگو با درویش رضا منظمی

 صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش


مغایرت سنت با تحول (یادداشتی بر کنسرت کریم صالح عظیمی و داود آزاد) 

 محمود میرزاده

 صفحه ی  یک


یادی از استاد اقبال آذر

 صفحه ی  یک


از تجربه آموختیم

گفتگو با برادران مفاخری، سازندگان سه تار

 صفحه ی  یک  دو


 به یاد آن نغمه خوان فراموش شدنی 

 شهرام آقایی پور

 صفحه ی  یک  دو


موسیقی ایرانی و بحران موجود

گفتگو با محمد علی کیانی نژاد

 م-بروهان

 صفحه ی  یک  دو


بهترین نوع سه تار "ترکه ای" است

گفتگو با حسن زاد خلیل، سازساز

 صفحه ی  یک  دو


 ساز عرفانی ذوالفنون 

 امیر حسین یزدگردی

 صفحه ی  یک


یادی از استاد آواز ایران 

 امیر حسین تهرانی

 صفحه ی یک  دو


 سازآفرینان از کدام گروهند؟ 

 مسعود سالاری

 صفحه ی  یک  دو


 اوضاع کنونی موسیقی ایران و شناخت فرمهای موسیقی ایرانی 

 محمد رضا لطفی

 صفحه ی  یک  دو  سه  چهار  پنج  شش  هفت 

                هشت    نه     ده    یازده     دوازده


گفتگو با امین الله رشیدی؛ خواننده و آهنگساز قدیمی

 صفحه ی یک  دو  سه  چهار  پنج  شش  هفت  هشت


 ارزش یک ساز را نوازندگانش تعیین می کنند

گفتگو با اسماعیل ابطحی؛ ساز ساز

 صفحه ی  یک  دو  سه


 نقش دستگاه ترکیبگر در موسیقی 

 پیمان ابدالی

 صفحه ی  یک   دو   سه


 مختصری درباره ی موسیقی بختیاری 

 علیرضا تهماسبپور

 صفحه ی یک


به یاد جواد معروفی 

 منوچهر همایون پور

 صفحه ی  یک  دو  سه


به مناسبت انتشار کتاب "مقدمه ای بر موسیقی درمانی" 

 میر محمود میرزاده

  صفحه ی یک  دو


موسیقی سنتی ایران و تهاجم بیگانه 

 مهران آراسته

 صفحه ی یک  دو


برومند باد آن همایون درخت (یادی از نورعلی برومند)  

  میرمحمود میرزاده

  صفحه ی  یک  دو  سه


بداهه نوازی رمز آشنا 

 به انگیزه ی بازگشت "فرهنگ شریف" به میهن

 صفحه ی یک


جرعه ای هوای تازه ...

 درباره ی صدیف و آوازش  

  جلال الدین ملایری

 صفحه ی  یک  دو  سه


درایِ غم انگیز کاروان ...

 به یاد شاپور نیاکان

 علی حسابی

صفحه ی یک

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت 2:50 موضوع | لینک ثابت


پاسخ احتمالی ایرنا به افتراهای وبلاگ همایون شجریان

 

پس از برگزاری اولین شب کنسرت گروه دستان و همایون شجریان، خبرگزاری بی طرف و معتبر ایرنا، در

گزارشی دقیق به تبیین این کنسرت پرداخت. اما وبلاگ همایون شجریان بجای انتقال نقطه نظرات

دلسوزانه و کارشناسانه ی ما به اعضای گروه، شبه جوابیه ی سراسر توهین آمیزی منتشر کرد. 

اما از آنجا که ما این وبلاگ را به رسمیت نمی شناسیم، پاسخ خود را به روزنامه ی وزین ایران و سایر

وبلاگها ارسال می کنیم:

۱- اول اینکه مگر ما شبه گزارش نوشته بودیم که ایشان بخواهد شبه جوابیه بنویسد؟ آیا این توهین

نیست؟

۲- دوم اینکه نوشته اند که ایرنا بی طرف نیست و چه و چه ...، برادر گرامی، این تویی که بی طرف

نیستی و به طرفداری از همایون شجریان می پردازی و الا ما که نباید بی طرف باشیم. مگر به ما

نمی گویند خبرگزاری دولتی؟ پس لطفاً بی طرفی خود را حفظ کن. اصلاً همایون به تو چه ربطی دارد؟

۳- می گویند که ما گفته ایم: 

 «در اين ميان همايون شجريان توانست تسلط خود را در آواز نشان دهد، به‌ويژه در قطعه‌ی بی‌كلام مستانه»

و سپس ایراد گرفته اند که مگر در قطعه ی بدون کلام، آوازی هم خوانده می شود؟ به گمان خودش، مچ

ما را گرفته است، اما در اصل بی سوادی خودش را  به اثبات رسانده است چرا که نمی داند:

شیخ اجل فردوسی قزوینی می فرماید : "خوش آوازی به بانگ بلند حافظ  همی خواند. داروغه ای بر او

بگذشت، گفت: تو را مشاهره چندست؟ گفت: هیچ. گفت: پس چرا زحمت خود همی دهی؟ گفت از

بهر خلق می خوانم. گفت: از بهر خلق مخوان که خلق را صدا و سیما بس است


گر تو حافظ
بدین نمط خوانی
بـــبری رونق "بند تنبانی"

و نیز مگر این نویسنده ی بی اطلاع نمی داند که ملاصدرا فرموده است "آنجا که موسیقی کم می آورد،

سکوت آغاز می شود" ؟

بنابراین بهترین آواز همایون همان سکوت ایشان می باشد  همانطور که بهترین جواب آوز هم در نوار

دلشدگان است آنجا که  شجریان می خواند "مرا چشمی است خون افشان ..." و اعلام می کنیم که

بهترین کنسرت هم دیشب در ورزشگاه آزادی برگزار شد.

امیدواریم وبلاگها از این به بعد جانب انصاف را نسبت به خبرگزاری های بی طرف رعایت کنند.

 

رو نوشت:

امام جمعه ی محترم مشهد

وزیر محترم ارشاد اسلامی

اداره ی مبارزه با مفاسد اجتماعی 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ساعت 19:19 موضوع | لینک ثابت


28 مرداد

۲۸مرداد همه را به یاد روز سیاه کودتا علیه دولت دکتر مصدق می اندازد.

اما سالروز تولد هنرمند گرامی، اشکان کمانگری هم ۲۸ مرداد است.

Ashkan Kamangari


به همین مناسبت(ها!) اشکان کمانگری به درخواست "سرای مهر"،

ساز و آوازی ارسال کرده است که ضمن سپاس از ایشان، در ادامه ی

مطلب معرفی و تقدیم می شود.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ساعت 20:53 موضوع | لینک ثابت


یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم

 

ساز و آواز ماهور

(قسمتی از اجرای گروه فاخته)

mousavizadeh&shadorvan

تار: رضا موسوی زاده

آواز: مهیار شادروان

غزل آواز: سعدی

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم
گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر
ور راه وفا داری جان در قدمت ریزم
بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد
من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم
سیم دل مسکینم در خاک درت گم شد
خاک سر هر کویی بی فایده می‌بیزم
در شهر به رسوایی دشمن به دفم برزد
تا بر دف عشق آمد تیر نظر تیزم
مجنون رخ لیلی چون قیس بنی عامر
فرهاد لب شیرین چون خسرو پرویزم
گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز
فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم
گر بی تو بود جنت بر کنگره ننشینم
ور با تو بود دوزخ در سلسله آویزم
با یاد تو گر سعدی در شعر نمی‌گنجد
چون دوست یگانه شد با غیر نیامیزم

از اینجا یا اینجا دریافت کنید.

 

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 16:31 موضوع | لینک ثابت


منشاءِ موسیقی- قسمت دوم

 

پژوهشی از استاد فقید؛ دکتر امیر حسین آریان پور

                             (قسمت دوم)

آریان پور

 

به ادامه ی مطلب توجه فرمایید.

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 15:51 موضوع | لینک ثابت


منشاءِ موسیقی- قسمت اول

 

پژوهشی از استاد فقید؛ دکتر امیر حسین آریان پور 

                                 (قسمت اول)

آریان پور

 

به ادامه ی مطلب توجه فرمایید.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 15:45 موضوع | لینک ثابت


وای از شب من

 

ارکستر ملی در باغ عفیف آباد شیراز 

سالار عقیلی فرهاد فخرالدینی

 

مشخصات این برنامه را به همراه تصنیف "وای از شب من"،

 در ادامه ی مطلب ملاحظه فرمایید.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 18:48 موضوع | لینک ثابت


وجود و انکار همزمانِ صدای زن در موسیقی ایران

در باب لزوم وجود صدای زن در موسیقی آوازی، هم از لحاظ علم موسیفایی و هم از لحاظ رعایت حقوق زنان، سخنان زیادی گفته شده است. همچنین کسانی که صرفاً از دید شرعی به این مسأله می نگرند، دیدگاه ثابتی ندارند و نه تنها مراجع مختلف، فتاوای مختلفی در این زمینه ارائه می کنند، گاهی یک مرجع هم دیدگاه روشن و ثابتی در این مورد ندارد.

به همین سبب در دوره های مختلف، برخوردهای متفاوتی با این مسأله می شود. البته ظاهراً نهادهای رسمی حکومت پذیرفته اند که تک خوانی زن ممنوع باشد اما در مورد همخوانی زنان و شدت صدای زن در همخوانی ،فرمول مشخصی وجود ندارد.

اما همین سیاست نامعلوم و قانون نانوشته موجب شده است که گاهی در لابلای همخوانیها، صدای زنان نیز به تنهایی به گوش برسد.

بعد از صفار هرندی که وزیر فعلی ارشاد است، سختگیر ترین وزیر ارشاد، میر سلیم بوده است. اما در همان زمان، موسیقی متن فیلم" گبه" - ساخته ی حسین علیزاده- نه تنها مجوز گرفت، که جایزه ی بهترین موسیقی متن را در جشنواره ی فیلم همان سال دریافت کرد. در این اثر، افسانه جهانگیری( گرگین پور)، دقایقی به خواندن یک لالایی زیبا به زبان ترکی قشقایی می پردازد.

افسانه جهانگیریگبه

همچنین عجیب تر، موسیقی سریال "شب دهم" است ؛ تحت نظارت رسانه ای که حتی ساز را نشان نمی دهد. شرکت سروش که وابسته به صدا و سیماست، این اثر را منتشر کرد. در جلد این اثر، مهسا وحدت را به عنوان "سوپرانو" نوشته اند ( و نه همخوان !) و چنین است که در لابلای صدای علیرضا قربانی، مهسا وحدت هم جایی آشکارا به تکخوانی می پردازد.

مهسا وحدت10

(ابتدا صدای مهسا وحدت را در "شب دهم"، سپس صدای افسانه جهانگیری را در "گبه"  در یک پرونده از اینجا یا اینجا بشنوید.)

 

اما آیا می توان نشست و منتظر بود که هر از گاهی چنین اشتباهی (!!!) از ناظران و مسئولان محترم سر بزند تا صدای زنان اندکی بگوش خلق برسد؟

حالا تصور کنید که باید صدای حرام  (!!!)سپیده رئیس سادات به واسطه ی صدای علی رستمیان حلال شود !

سپیده رئیس ساداتکنج

( قسمتی از همخوانی سپیده رئیس سادات و علی رستمیان را در " کنج صبوری"، از اینجا یا اینجا بشنوید.)

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 23:24 موضوع | لینک ثابت


خلقِ لُر

khalghe lor

 

قسمتی از قطعه ی "اشترانکوه" را

از اینجا یا اینجا بشنوید.


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 3:45 موضوع | لینک ثابت


به یاد دوست

 

pre moghanpiremoghan

 

قطعه ی " به یاد دوست"

آهنگ از محمد علی کیانی نژاد

برگرفته از آلبوم" پیر مغان"

از  اینجا   یا  اینجا بشنوید.

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 3:34 موضوع | لینک ثابت


شباهتهای هنرپیشگان سینما با خوانندگان موسیقی

 

به ادامه ی مطلب توجه فرمایید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 18:52 موضوع | لینک ثابت


حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند

 

برنامه ای از ژان دورینگ و مظفر شفیعی در فرانسه

Jean During. Mozafar Shafiei1

 

به ادامه ی مطلب توجه کنید...

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:37 موضوع | لینک ثابت


جایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد

 

اول اردی بهشت -روز سعدی- گرامی باد

بهداد بابیی. رییس سادات. کثیر السفر

سه تار: بهداد بابایی - تنبک: محسن کثیرالسفر آواز: سپیده رییس سادات

                                  (قسمتهایی از کنسرت ایتالیا ۱۳۸۶ )

 

۲۰ دقیقه از این کنسرت را یکجا از اینجا بشنوید یا از اینجا بشنوید 

 یا جداگانه :

۱- قسمتی از ساز و آواز را اینجا ببینید (غزل آوازسعدی)

 

۲- تصنیف لحظه ی دیدار (ساخته ی استاد مشکاتیان) را اینجا ببینید

 

۳- نوازندگی بر اساس قطعه ی "لب بام آمدی کردی اشاره"  (ساخته ی استاد مشکاتیان)

را اینجا ببینید

 

۴- تصنیفی منتشر نشده از استاد مشکاتیان با شعری از ملک الشعرای بهار  را  اینجا ببینید

 

 

بهداد بابایی

 

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 15:12 موضوع | لینک ثابت


به گردش فروردین

 

قسمتی از کنسرت ۱۳۸۶ ایتالیا

شکارچی

تصنیف " به گردش فروردین" ساخته ی امیر جاهد

کمانچه و آواز: استاد علی اکبر شکارچی

سه تار: بهداد بابایی

تنبک: محسن کثیر السفر

 

این تصنیف را اینجا بشنوید  و اینجا ببینید

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 14:16 موضوع | لینک ثابت


باید رفت

 

احمد انصاری فهلیانی

"احمد انصاری فهلیانی" شاعر برجسته ی لُر و حقوقدان، برخاسته از فهلیان ممسنی (از توابع استان

 فارس) هستند. شهرت ایشان بیشتر به سبب اشعار لری است اما اولین شعری که از ایشان در اینجا

قرار می دهم، یکی از مثنوی های فارسی ایشان است. در آینده اشعار لُری ایشان را هم منتشر خواهم

 کرد. لازم به ذکر است که در آلبوم "شور گل" به خوانندگی " ملک محمد مسعودی" نصف اشعار

خوانده  شده از اشعار "احمد انصاری فهلیانی" است که متاسفانه نامی از ایشان در جلد نوار به

چشم  نمی خورد.

 -----------------------------------------

 

باید رفت

 

رخش در بادیه بیهوده نمی تازم من

سر بجز در ره مقصود نمی بازم من

نه ببندم به ریا داغ به پیشانی خویش

نه بگویم سخن از شرح پریشانی خویش...

 

به ادامه ی مطلب توجه فرمایید!

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 2:25 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting