1- برادر سید عبدالحسین، مخلص، طرفدار ناطق نوری.
2- عبدالحسین مختاباد در حال گرفتن مدرک دکترا.
3- دکتر مختاباد از انگلستان.
4-برادردکتر عبدالحسین مختاباد، اصولگرای اصلاح طلب، کاندیدای رد صلاحیت شده ی مجلس هشتم.
1- برادر سید حسام الدین، عضو حوزه ی هنری، رفاقت با برادران محسن مخملباف(توبه نصوح )، محسن نفر(نینوا) و زنده یاد قیصر امین پور(تنفس صبح).
2-حسام الدین سراج، اصلاح طلب، عدم عضویت در حوزه ی هنری (در این زمان برادر یوسفعلی میرشکاک و برادر رضا مهدوی در حوزه ی هنری عضویت داشتند)، رفاقت با آقایان محسن مخملباف(نوبت عاشقی)، محسن نفر و زنده یاد قیصر امین پور(آینه های ناگهان).
3- همکاری با اسطوره ی آهنگسازی معاصر؛ استاد محمد جواد ضرابیان.

1- حمید رضا نوربخش از قم، قبل از اصلاحات.
2- حمید رضا نوربخش در زمان اصلاحات.
3- حمید رضا نوربخش پس از اصلاحات، مدیر عامل خانه ی موسیقی.
نکته: اگر توصیه ی شجریان به شاگردانش برای پرهیز از فعالیتهای سیاسی در قالب احزاب نبود، احتمالاً نوربخش الان از سران احزاب اصلاح طلب بود و بجای مدیر عاملی خانه ی موسیقی می توانست یا مدیر عامل پترو پارس باشد، یا کاندیدای رد صلاحیت شده باشد و یا مهمان هتل اوین باشد.
1- شهرام ناظری قبل از انقلاب، شیدا.
2- شهرام ناظری بعد از انقلاب، عارف.
1- علیرضا افتخاری، اصیل، شاگرد تاج، رفیق سهیل سبیل(محمودی)، همکاری با کیانی نژاد، عیلزاده، مشکاتیان.
2- علیرضا افتخاری، مدرن، آشنایی با چشمه ی جوشان آهنگسازی معاصر- استاد محمد جواد ضرابیان- و همکاری با کارخانه ی آهنگسازی او. بعد از این بود که افتخاری هم برای رقابت با کارخانه ی آهنگسازی ضرابیان، خط تولید خوانندگی را راه اندازی کرد. در اینجا پرسشی فلسفی ذهن افتخاری را درگیر کرد: چند بار باید ابوعطا خواند؟ مردم از این همه ابوعطا و آب سر بالا خسته شده اند. در پاسخ به این پرسش اساسی، افتخاری به کشف بزرگ خود نائل شد: "پاپ سنتی" این همان محصولی است که حتی می تواند با بزرگترین کارخانه ها هم رقابت کند.
3- علیرضا افتخاری، احتمالاً در هنگام اجرای مراسم مذهبی در تلویزیون.
4- علبرضا افتخاری در پی فتح قله های جدید. آدرس این قله ها را از خورشید شبستان بپرسید.

1- سیامک شجریان قبل از آشنایی با ضرابیان.
2- محمد جواد(سیامک سابق) شجریان، بعد از همکاری با دریای خلاقیت آهنگسازی معاصر- استاد محمد جواد ضرابیان-، علاوه بر تبدیل شدن اسم سیامک به محمدجواد، سبیل خود را نیز مانند افتخاری بر باد می دهد.
--------------------------------------------------------