در سالهای پس از ۱۳۵۷ که تغییر و تحول گسترده ای در زمینه ی موسیقی حکمفرما شد، آنچه از سالهای پیشتر در منزل ما به یادگار مانده بود، چند نوار با صدای بنان، سیما بینا و هنگامه اخوان بود.
من در آن سالها، کودکی دو سه ساله بودم که هنوز نمی توانست به خوبی آن نغمه ها را به خاطر بسپارد. در سالهایی که من کمی بزرگتر شده بودم، آن نوارهای قدیمی از بین رفته بودند و جای خود را به "بیداد" ، "آستان جانان"، "گل صد برگ" و "آتشی در نیستان" داده بودند.
سالها گذشت و گذشت اما همچنان نواری با صدای بنان بازنشر نمی شد و حتی بعدها هم که منتشر شد، دیگر اشتیاق وافری که به صدای شجریان داشتم، مرا از صداهای دیگر بازمی داشت.
در دوره ی دانشجویی با دانشجوی هنرمندی آشنا شدم که از شاگردان علی اکبر شکارچی بود؛ کاظم صادقی از شهرستان آمل (که هر کجا هست، به سلامت باد). در میان بزمها، شبی یکی از کارهایی را که با اعضای هنرمند خانواده اش اجرا کرده بودند، برایم گذاشت. ترانه ای که از هر نغمه ای برایم آشناتر بود اما هرچه به ذهنم فشار می آوردم، نمی دانستم کجا و کی آن را شنیده ام و شناسنامه ی این آهنگ چیست. با توضیحات دوستم، بسیار شرمنده شدم که تک نگری من در عرصه ی موسیقی، مانع شده که به صداها و نواهای دیگر نیز به اندازه ای که شایسته است، بپردازم.
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
بعدها دریافتم که به قول زیمگوند فروید، این نغمه از دوران خردسالی در ذهن ناخودآگاه من مانده است و آن آشنایی غریب، از این جهت است.
***
پس از برگزاری مراسم ازدواجمان به فیلمبردار و عکاس مجلس (که نقش کارگردان و نورپرداز و تدوینگر را نیز یکجا به عهده دارد)، مجموعه ای از ترانه ها و تصنیفهای مورد نظر خود را دادیم که روی فیلم قرار دهد.
یکی از آنها همین "بهار آرزو" بود. اما پس از دریافت فیلم به اصطلاح مونتاژ شده، دیدیم اثری از "بهار آرزو" نیست و بجای آن از ترانه هایی که معمولاً رسم است استفاده شده و وقتی دلیلش را پرسیدم، فرمودند:
این فیلم مجلس عروسی است و نه عزا (البته این حرف تنها حرف آن عکاس نیست، بلکه حرف بسیاری است، اما چه کنم که تلقی ما چنین نبوده و نیست).
چند سال بعد از آن ماجرا، در گفتگویی که با بیژن ترقی انجام شده بود، خواندم که ایشان این ترانه را به
مناسبت ازدواجشان سروده اند.
***
و بعدها ... این ترانه، لالاییی شد برای پسرم.
بیژن ترقی هم به بنان و خالقی پیوست اما اکنون هم سکوت خلوت دختر نو رسیده ام، با زمزمه ی این ترانه می شکند.
***
تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن
ای بـــــهار آرزو، بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار، بر آشــیانم کن گذر
تا که گلباران شود، کـــــلبه ی ویران من
تا بهار زنــدگی، آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل، آمـــد بیا دامن کشان
چون سپندم بر ســـــر، آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کـنار، بنشین نشان سوز نهان
تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن
ای بـــــهار آرزو، بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار، بر آشــیانم کن گذر
تا که گلباران شود، کـــــلبه ی ویران من
باز آ ببین در حیرتم، بشکن سکوت خلوتم
چون لاله ی تنــها ببین، بر چهره داغ حسرتم
ای روی تـو آیینه ام، عشقت غم دیرینه ام
باز آ چو گل در این بهار، ســـــر را بنه بر سینه ام
ترانه سرا: بیژن ترقی
آهنگساز: روح الله خالقی
خواننده: غلامحسین بنان
از اینجا یا از اینجا دریافت کنید.
نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 20:46 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

وطن، وطن!
نظر فكن به من كه من
به هركجا،غريب وار،
كه زير آسمان ديگري غنوده ام
هميشه با تو بوده ام
اگر كه حال پرسي ام
تو نيك مي شناسيم
من از درون غصه ها و قصه ها برآمدم
چه غمگنانه سال ها
كه بال ها
زدم به روي بحر بي كناره ات...
...وطن!وطن!
تو سبز جاودان بمان كه من
پرنده اي مهاجرم كه از فراز باغ با صفاي تو
به دور دست مه گرفته پر گشوده ام
"سیاوش کسرایی"
فهرست اصلی
دوستان
گروه عبدالقادر مراغه ای
یک سبد آواز نو
حلقهی ملکوت
نواهای ایرانی
سربانگ
همایون شجریان
استاد محمدرضا شجریان
هوشنگ سامانی
موسیقی زمان ما
نیزار
سرّ عشق
نشان عشق
سل
بیداد
گفتگوی هارمونیک
آواز
انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران
کتابخانۀ گویا
کتابهای الکترونیکی
آخرین مطالب وبلاگها ی موسیقی
موسیقی در غربت
آموزش ریاضی
سر حلقه ی رندان
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
طراح قالب
POWERED BY
من در کلوب