شعر و موسیقی: مسعود عطایی

با صدای سروش ایزدی (سوسن مطلوبی)

از اینجا ببینید

 

کنون که جوان شد دوباره جهان

چنان گل سرخی رخت بنما

شکوفه فشان شد زمین و زمان

بیا به برم ، عشق من تو بیا

اگر به بهاران پیاله خوش است

خوش آنکه تو باشی چو گل بر من

اگر که مرا آب و دانه خوش است

خوش آنکه تو باشی کبوتر من

بیا که جدایی ، غریبی و خواری

قسم به محبت شکسته دلم

جدا زتو ای مه چو مرغ اسیری

همیشه پریشان و خسته دلم

مرا چه بهاری اگر تو نباشی به محفل دل؟

تو زورق عشقی بشین چو همایی به ساحل دل

بترس از زمانی که دیگر نیابی نشانه ی من

خموش و سیاه است جدا زتو این آشیانه ی من

 


 

نوشته شده توسط ایاز رزمجویی در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 14:34 موضوع | لینک ثابت